سمفونی

قطعه‌ای ارکسترال در موسیقی کلاسیک

موسیقی سمفونی

سمفونی چیست و چرا محبوب است

سمفونی (به انگلیسی: symphony)، از کلمه یونانی Συμφωνία گرفته شده‌است.

در موسیقی کلاسیک سمفونی به قطعه‌ای ارکسترال گفته می‌شود که از چند بخشِ مجزّا به‌نام موومان تشکیل شده‌باشد. هر سمفونی دارای فرمِ سونات است. فرم سمفونی درحقیقت همان فرم چهاربخشی یا چار موومان است. قدمت آن به قرن هجدهم میلادی در اروپا بازمی‌گردد. یوهان سباستین باخ، یوزف هایدن، موتزارت، و به‌ویژه بتهوون در شکل‌گیری آن تأثیر به‌سزایی داشته‌اند.

سمفونی

موسیقی سمفونی

واژه سمفونی از ریشه های یونانی " سیم " به معنی "با هم" و " فونوس" به معنی " صدا" گرفته شده است.عنوان سمفونی یا سمفونیا در ابتدا برای همه انواع تصنیفات- صدای انسان و ساز یا آمیزه ای از هر دو-به کار می رفت.امروزه این واژه به معنی اثری است که برای ارکستر نوشته شده باشد-که معمولا دارای چهار موومان و گاهی بیشتر است. فرم سمفونی به خصوص فرم موومان اول، یک سمفونی را از کارهای ارکستری دیگر متمایز می سازد.

واژه «سمفونی» از ریشه یونانی Sym به معنی با هم و Phons به معنی صدا گرفته شده است. اغلب افرادی که اثری را شنیده و یا به تماشای ارکستری می‌روند، از خود می‌پرسند که یک سمفونی چگونه شکل می‌گیرد و یا چه چیزی یک اثر سمفونی را از دیگر کارهای ارکستری متمایز می‌سازد؟ در ابتدا اصطلاح «سمفونی» برای انواع صداهای ساز، انسان و یا آمیزه‌ای از هر دوی آن‌ها به کار می‌رفته است. امروزه این واژه برای اثری به کار می‌رود که برای ارکستر نوشته شده باشد. سمفونی معمولا بدون کلام تنظیم می‌شود.

مشخصه اصلی یک سمفونی این است که از چهار موومان و گاهی هم بیشتر به وجود می‌آید و در میان این چهار موومان، فرم موومان اول در آنچه ما سمفونی کلاسیک می‌نامیم به روشنی نمایان است و حال به بررسی این چهار موومان می‌پردازیم: موومان اول: موومان اول یک سمفونی در فرم سونات (Sonata Form) می‌باشد. فرم سونات دارای دو تم یا دو ملودی متمایز است. این فرم را می‌توان همچون نمایشنامه‌ای تشبیه کرد که دارای دو شخصیت اصلی است. تم اصلی را می‌توان به قهرمان مرد تشبیه کرد که مثبت و قوی است و تم دوم (فرعی) را می‌توان به قهرمان زن تشبیه کرد که تغزلی و لطیف است.

معمولا قبل از ارائه یک اثر سمفونی ابتدا مقدمه‌ای وارد می‌شود، در واقع سمفونی دارای اورتور می‌باشد، مثل چند آکورد و یا یک مقدمه طولانی‌تر و یا ممکن است بدون مقدمه و با ارائه مستقیم و با ورود تم اصلی آغاز گردد. « موتیف » در سمفونی بسیار با اهمیت است و در واقع ساختار آن اثر را مشخص می‌کند حال در مرحله دوم از موومان اول می‌خواهیم آن‌را بسط و گسترش دهیم. در این مرحله و ضمن بسط است که آهنگساز بالاترین حد از مهارت و استادی خود را نمایان می‌سازد. هر دو تم در الگویی که دائما در حال تغییر است، پس و پیش و درهم بافته می‌شوند و در مرحله سوم که «مرور» نام دارد دو تم اصلی تکرار می‌شوند، و آهنگساز آن‌را به نتیجه پر معنی و مهمی می‌رساند و موومان ممکن است با یک کودا (Coda) به پایان رسانده شود.

موومان دوم: بعد از پایان هر موومان سکوتی شنیده شده و موومان بعدی آغاز خواهد شد. همیشه و به طور معمول موومان دوم یک سمفونی درست در تقابل با موومان اول آن می‌باشد. برای مثال اگر موومان اول قدرتمند ظاهر شود موومان دوم دارای حالتی آرام خواهد بود. اگر آهنگساز در نظر داشته باشد که دوباره همان فرم سونات را اجرا کند، کار خود را با حالت یک موومان آهسته منطبق می‌سازد. گاهی ممکن است آهنگساز از فرم «روندو» برای موومان دوم استفاده کند. فرم روندو و قالب شعری است که وجه مشخصه آن بند گردانی می‌باشد که در فواصل منظم در شعر تکرار می‌شود و در قرون وسطی مورد علاقه تروبا دورهای فرانسوی (خنیاگران دوره‌گرد) بود. هنگامی که آهنگسازان به استفاده از فرم روندو در سمفونی روی آوردند سعی کردند به طرق مختلف آن‌را گسترش دهند و در واقع آن‌را غنی‌تر سازند و شکل کلی آن‌را کامل کنند. به هر حال آهنگساز مجبور نیست فرم خاصی را برای سمفونی انتخاب کند چرا که او در این امر آزاد است. انتخاب فرم سمفونی بستگی به موضوعی دارد که آهنگساز در ذهن می‌پروراند در واقع باید دید چه چیز مد نظر اوست. آیا ذهنیتی خاص است؟ آیا برداشتی آزاد دارد؟ و . . . اما معمولا موومان دو در تقابل با موومان اول آهسته است.

موومان سوم: معمولا سبک‌ترین و شادترین بخش یک سمفونی موومان سوم آن می‌باشد. این بخش از سمفونی می‌تواند زیبایی و لطافت یک «منوئه» (Minuet) را داشته باشد. در واقع از انواع رقص‌ها در سمفونی به بهترین شکل استفاده می‌شود. «منوئه» نیز در واقع یک رقص روستایی فرانسوی بوده است. این نوع از رقص نیز همچون تمامی رقص‌ها در مسیر ورود به تالارهای رقص دچار تغییرات فراوانی شده است. منوئه در ابتدا از گام‌های میزان‌بندی شده آهسته تشکیل می‌شد که کم کم جای خود را به حرکات قوی و شدید داد و به تدریج شاد و جسورانه شد تا این که در سمفونی‌های هایدن دوباره به اصل روستایی و قدرتمند خود بازگشت. بتهوون از آهنگسازانی بود که انواع مختلفی از منوئه نوشته است. او به جای منوئه با وقار چیزی قرار داد که سرزنده‌تر و مهیج‌تر باشد. او همچنین به برخی از منوئه‌های خود عنوان «اسکرتزو» داد. این واژه «اسکرتزاره» (Scherzare) ایتالیایی و به معنای شوخی کردن می‌باشد. موومان چهارم: در این موومان نیز آهنگساز آزاد است از هر فرمی مثل روندو یا سونات و یا یک تم و واریاسیون استفاده کند اما ملودی جدید او باید به نوعی باشد که بتواند تغییرات و دگرگونی‌های بسیاری را در خود بپذیرد در واقع ملودی او باید انعطاف‌پذیر باشد. به نوعی می‌توان گفت این قسمت آزمون تخیل و مهارت آهنگساز است. برای مثال سمفونی چهارم برامس دارای سی و یک واریاسیون در یک تم می‌باشد. هر چهار موومان با هم در ارتباطی واحد و تنگاتنگ قرار گرفته‌اند. یک سمفونی شامل شرح و بسط‌های طولانی و بسیار پیچیده‌ای است. برای این‌که بتوان سمفونی را شناخت و مواردی که شرح آن گذشت را درک کرد باید بسیار مطالعه کرد و آثار بسیاری از بزرگان موسیقی را شنید.

سمفونی در دوره رمانتیک

در این دوره «یوهان برامس» با در هم آمیختن حال و هوای موسیقی رمانتیک با فرم کلاسیک راه نوینی را گشود و همین کار او باعث شد که بسیاری از موسیقیدانان مقام او را تا حد باخ و بتهوون ارتقا دهند. «گوستاو مالر» در آزادی فرم، بسیار پیشروی کرد به طوری که آثار سمفونی او پر از تم‌های شاد، کودکانه، عامیانه و . . . می‌باشد. گوستاو مالر حال و هوای رمانتیک را به اوج بیان احساسات رساند.

«پیتر ایلیچ چایکوفسکی» موسیقی‌ای را تصنیف کرد که قوی، پر شور و گرم بود. کمتر آهنگسازی می‌تواند دوستداران موسیقی را این‌گونه مجذوب اثر خود کند و او در این زمینه بسیار موفق عمل کرد. چایکوفسکی شش اثر سمفونی دارد که از میان آن‌ها سمفونی‌های چهارم، پنجم و ششم که به عنوان «پایه تیک» معروف هستند از مقبولیت بیشتری برخوردارند.

آهنگسازی دیگر به نام «آنتون دُورژاک»، نه اثر سمفونی نوشت اما آخرین سمفونی او به نام «دنیای جدید»، معروف‌ترین اثر اوست. او که از اهالی اروپای مرکزی بود با الهام از آرزوهای سیاهان که در ایالت متحده آمریکا با آن‌ها آشنا شده بود، برای موومان دوم آن ملودی‌ای خلق کرد که دارای زیبایی و جذابیت جاودانه شد. بسیاری دیگر از آهنگسازان بزرگ و نامی در قرن‌های بعد زیسته‌اند که توانستند آثار زیبایی خلق کنند که از این جمله می‌‌توان به «دیمیتری شوستا کویچ»، آهنگساز بزرگ روسی اشاره کرد که یازده اثر سمفونی نوشت و با اولین سمفونی خود نیز به شهرت رسید.

«ایگور استاوینسکی» نیز که بی‌شک از برزگترین‌هاست یکی از این آهنگسازان می‌باشد. «سرگئی پروکوفیف» هم به خاطر خلق اثری به نام « پیتر و گرگ » معروف گردید.

با توجه به وجود بسیاری از بزرگان موسیقی جهان که آثاری به یاد ماندنی از خود به یادگار گذاشته‌اند. در جست و جو، در آزمایش، در احساس آزادی به خلاقیت، در هر سبک و در هر وسیله و واسطه‌ای امید به موسیقی باشکوه‌تری در آینده نهفته است.

تهیه شده توسط تیم سمفونی دات آی آر
Copyright © 2012 - 2018 | تمامی حقوق این وب سایت برای samfoni.ir محفوظ است
طراحی و اجرا:samfoni.ir