فال حافظ

فال حافظ

ز گريه مردم چشمم نشسته در خون است
به ياد لعل تو و چشم مست ميگونت
ز مشرق سر کو آفتاب طلعت تو
حکايت لب شيرين کلام فرهاد است
دلم بجو که قدت همچو سرو دلجوي است
ز دور باده به جان راحتي رسان ساقي
از آن دمي که ز چشمم برفت رود عزيز
چگونه شاد شود اندرون غمگينم
ز بيخودي طلب يار مي کند حافظ
ببين که در طلبت حال مردمان چون است
ز جام غم مي لعلي که مي خورم خون است
اگر طلوع کند طالعم همايون است
شکنج طره ليلي مقام مجنون است
سخن بگو که کلامت لطيف و موزون است
که رنج خاطرم از جور دور گردون است
کنار دامن من همچو رود جيحون است
به اختيار که از اختيار بيرون است
چو مفلسي که طلبکار گنج قارون است

تعبیر فال : از دوری عزیزی در رنج و عذابی و آرزوی دیدن او را داری. صبر کن تا دوره ی هجران به سر آید. ارتباط خود را با او قطع نکن. مال و سرمایه ای را از دست داده ای. دوباره با کمی صبر آن را بدست خواهی آورد.

برای گرفتن فال حافظ مجدد لطفا کلیک کنید.

Copyright © 2012 - 2019 | تمامی حقوق این وب سایت برای samfoni.ir محفوظ است
طراحی و اجرا:samfoni.ir